پروپاگاندای رسانه‌ای؛ سیاست، جای لوس‌بازی‌ها و ننرها نیست
photo

مثال ساده‌ی این پروپاگاندا همین عنوان جعلی جریان انحرافی است که برخی در قامت انحراف‌یابی به بزرگ کردن و حاشیه‌نگاری بر آن پرداختند و نوشتند و حرف زدند و سخنرانی کردند و صحنه را به وضعیتی هیجان‌انگیز تبدیل کردند که گاه احساس می‌شد برخی از این نظریه‌پردازان، بیش از حد فیلم‌های پلیسی می‌بینند. که اگر این انرژی را به جای تحلیل اوضاع سیاسی، صرف نوشتن رمان‌های پلیسی می‌کردند، به حال اجتماع مفیدتر بودند.

بدون روتوش از نگاه دیگران: میثم رمضانعلی (وبلاگ‌نویس، فعال شبکه‌های اجتماعی)

تبلیغات انتخاباتی شروع شده است و وضعیت اسفناک اخلاق در رسانه‌ها که بسیاری از مسئولین نیز با ندانم‌کاری‌های‌شان در آن دخیل هستند، به حتم تبلیغات را با تخریبات همراه می‌کند. تخریب رقیب که به بهانه‌ی نقد صورت می‌گیرد. و این عادت این چند سال گذشته بوده است. چنانچه رسانه‌های بصیرت‌پراکن در دو سال گذشته، بسیاری از مسأله‌های فرعی را به مسأله‌ی «اصلی» مملکت بدل کردند و راست‌ها را با دروغ‌ها آمیختند و حقایق را با تهمت‌ها ممزوج کردند و دهن‌درّگی‌ها کردند به اسم بصیرت و وهم‌های خود را به خورد مخاطبان دادند و گمان‌های خود را به اسم پیش‌گویی بیان کردند. دور از انتظار نیست که وضعیت اجتماع نیز به سمتی رود که تخریب نیز جای نقد را بگیرد و تبلیغ با صورت ِ تخریب انجام گیرد. مداح عفیف اللسان هم به اسم همین‌هاست که گاهی وسط دعا، نطفه‌شناس و لقمه‌شناس و نسب‌شناس می‌شود و دیگران را زنازاده و حرام‌خوار و فلان و بهمان می‌کند. آن هم در مسجد ارکی که جنب قوه‌ی قضائیه و دادستانی‌ است. قوه‌ی قضائیه‌ای که کسانی در آن مشغول به کار هستند که ظاهرا قسم خورده‌اند که از کیان اسلام و اخلاق پاسداری کنند.

وضعیت اخلاق در رسانه‌ها پس از هشتاد و هشت که برخی تازه شست‌شان خبردار شد که رسانه‌های مجازی و فضای مجازی چقدر اهمیت دارد، هر روز اگر بدتر نشده باشد، که شده است، بهتر نشده است. پروپاگاندای رسانه‌ای قوت گرفته است و کافی‌ست فرمان ِ تخریب و فشار بر شخصی و جریانی صادر شود تا در کم‌تر از چند ساعت همه چیز دیگرگونه و دگرگونه شود.

مثال ساده‌ی این پروپاگاندا همین عنوان جعلی جریان انحرافی است که برخی در قامت انحراف‌یابی به بزرگ کردن و حاشیه‌نگاری بر آن پرداختند و نوشتند و حرف زدند و سخنرانی کردند و صحنه را به وضعیتی هیجان‌انگیز تبدیل کردند که گاه احساس می‌شد برخی از این نظریه‌پردازان، بیش از حد فیلم‌های پلیسی می‌بینند. که اگر این انرژی را به جای تحلیل اوضاع سیاسی، صرف نوشتن رمان‌های پلیسی می‌کردند، به حال اجتماع مفیدتر بودند.

گاه خود، اعلام می‌کردند که جریان انحرافی فلان کار را می‌خواهد انجام دهد و بعد از ماه‌ها حاشیه‌نویسی بر این ایده، در آخر می‌گفتند که اصلا شروع این بازی توسط خود جریان انحرافی بوده است تا ما گول بخوردیم و از خطر اصلی جریان انحرافی غافل شویم! برخی از این موارد در قالب پرونده‌ی «احمدی‌نژاد بی‌روتوش» و در قالب موضوعاتی مشخص پرداخته شده است و اگر کمی حوصله داشتید بخوانید تا بخش‌ها و گوشه‌های کوچکی از وضعیت رسانه‌ای و سیاسی برای‌تان ملموس‌تر شود. نه که مسأله‌ای در حاشیه‌ی دولت نیست، که هست و گاه مایه‌ی تاسف است. اما برخی بر اساس همان ذهن داستانی‌شان آب گل‌آلود را هم زدند و چون شأن‌شان در جایگاهی نیست که قرار دارند، اوضاع را این چنین به هم ریختند.

نمونه‌ی دیگرش را می‌توانید مثلا در مورد همین اتفاق اخیر در احراز صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری ببینید. چه تیترها و چه پیامک‌های گسترده‌ای که منتشر شد با این مضمون که هر کس شورای نگهبان را قبول ندارد مفسد است و این حرف درست، در قالبی نادرست بیان می‌شد که انگار شورای نگهبان معصوم است و هر کس کوچک‌ترین نقدی بر شورای نگهبان وارد کند مهدور الدم است.

شورای نگهبان ممکن است اشتباه کرده باشد؛ نه در این دوره که در دوره‌های قبل هم ممکن است به اشتباه کسی را تایید و یا رد کرده باشد. چون شورای نگهبان معصوم نیست؛ خدا نیست؛ پیغمبر نیست؛ امام هم نیست؛ اما حجت است و باید به رأی آن، هرچند یقین داشته باشیم اشتباه کرده است، تمکین کنیم. وظیفه‌ی شورای نگهبان مصلحت‌اندیشی هم نیست و نباید بر اساس مصلحتی کسی را تایید یا رد کند. اگر نیازی به مصلحت بود، جایگاه‌ مصلحت در این مورد به خصوص، رهبری است. رجوع و اعتراض به رهبری هم نباید صورت ِ طلبکارانه و منحصر کننده داشته باشد؛ چنان که از نامه‌ی زهرا مصطفوی این‌چنین بر می‌آید. چنان که وی نامه را به آن‌جا می‌رساند که عینیت بخشیدن به «فلسفه وجودی ولایت مطلقه فقیه» را منحصر در تایید صلاحیت هاشمی فرض گرفته است.

اما همه می‌توانند نسبت به فعالیت یک نهاد، حتی در مقدس‌ترین جایگاه‌ها و حساس‌ترین فعالیت‌ها، نقد داشته باشند و اشتباهات احتمالی‌اش را گوشزد کنند و تذکر دهند. این نباید با گام‌های بلند رسانه‌ها در قالبی بیان کنند که هر کس نقدی بر شورای نگهبان داشت و اعتراضی، پس مفسد است و باید خفه شود. جدای همه‌ی این‌ها، می‌شود به شورای نگهبان نقد کرد. نقد عملکرد شورای نگهبان، نقد معصوم نیست؛ نقد مجموعه‌ای‌ست که ممکن است خطا داشته باشد و شاید نقدی که به آن وارد می‌شود کمک کند که اشتباهی مرتفع شود. کسی که نسبت به عملکرد دستگاهی و جایگاهی در جمهوری اسلامی نقد دارد، هر چند نقدی جدی و با صورت اعتراض، نباید تفسیر ِ به ضدیت با نظام و انقلاب شود تا زمانی که در همین قالب نقد و اعتراض قانونی باقی بماند. نقد دیدگاه‌ها و منش دیگران در قالب بیانی مناسب و منطقی نباید به حساب تخریب گذاشته شود. حتی اگر نقد، زبانی صریح و گاه تند به خود گرفته باشد. دنیای سیاست، جای لوس‌بازی‌ها و ننرها نیست.

ویژه‌ها
رادیو