جای خالی حامیان منتقد احمدی‌نژاد
سخن آخر
احمدی‌نژاد بدون روتوش

چه آن زمان که ایشان معجزه هزاره سوم و گزینه مورد تایید امام زمان بود و مخالفان‌ش ضدولایت فقیه و کسانی که در برابر خدا ایستاده‌اند بودند و چه زمانی که فراماسون و ضدولایت‌فقیه شد، تریبونی برای انتقادات عدالت‌خواهانه نبود. مسائل اصلی با کدهای جلسات خصوصی و عمومی کردن مطالب پشت‌پرده‌ای که هیچ‌گاه هم تایید نمی‌شد به حاشیه رفت و برآیند درست و منطقی از دولت هیچ‌گاه شکل نگرفت.

بدون روتوش/

یکم. امام خمینی تمام دشمنان انقلاب اسلامی را دو طیف می‌دانست، دو لبه‌ی قیچی که ظاهر و شعارهای کاملا متفاوتشان به یک نتیجه ختم می‌شود و آن به قربانگاه بردن انقلاب اسلامی است: روشنفکرها و متحجرین. البته دسته دوم خطرشان بیشتر است، چون هم در لباس اسلام اند و هم خودی جلوه می‌کنند. شاید برای همین بود که امام گفت «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.»[۱]  امام، خود بهتر از همه، صحنه‌ی دعوا را ترسیم کرد؛ گفت ما علیه اسلام انقلاب کردیم. بعد شروع کرد اسلام را توضیح دادن که با کدام اسلام به جنگ کدام اسلام رفتیم.[۲]

دوم. احمدی‌نژاد که پیروز شد با دو جریان مواجه شدیم. یک دسته -از اصلاح‌طلب‌ها تا اصول‌گراها- که هیچ نقطه مثبتی در رییس جمهور منتخب نمی‌دیدند و حتی وی را یک قدرت‌طلبِ خائن می‌دانستند که آنچه را حق ایشان بوده غصب کرده و به مرام‌نامه‌ها و توافقات پشت کرده است. دسته دیگر اما رییس جمهور را «معجزه‌ی هزاره سوم» می‌خواندند و «مالک اشتر علی» می‌دانستند و مفتخر بودند که خودشان «وکیل الدوله» هستند. بازار نقل‌قول‌های رسمی و غیر رسمی در منابر و تاییدیه گرفتن از امام زمان(عج) و خواب دیدن‌ها برای رییس جمهور منتخب گرم شده بود و هرکس کوچکترین انتقادی داشت یا در زمین هاشمی بازی می‌کرد یا منتسب به خواص بی‌خاصیت بود یا می‌خواست خاکریز احمدی‌نژاد را بزند تا بعد به ولی فقیه برسد. بازی بین آن‌هایی رقم می‌خورد که دشمن خونی احمدی‌نژاد بودند و آن‌هایی که قامت آرمان‌خواهی و عدالت‌خواهی‌شان به قد و قواره‌ی احمدی‌نژاد خلاصه شده بود. هواداران سینه‌چاک بعدها تغییر مشی‌هایی دادند و اعلام برائت‌هایی کردند ولی کماکان در فضای سیاسی کشور همین دو دسته اند که نقش‌آفرینی می‌کنند؛ همان‌طور که در دوگانه‌سازی جبهه پایداری و جبهه متحد در انتخابات اخیر مجلس دیدیم.

سوم. ظاهرا -همان‌طور که در جزوه مرور کردیم- ایام موسوم به «خانه نشینی» نقطه‌ی به‌هم رسیدن این دو جریان است. بتِ ساخته شده از احمدی‌نژاد در ذهن دسته‌ی هوادارِ سینه‌چاک فروریخت، عباراتی چون «با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم» بر زبان بزرگان آمد و برچسب‌هایی غیرمنتظره به یکباره از جانب جدی‌ترین حامیان سابق بر پیشانی احمدی‌نژاد و دولتی‌ها نشست. مهر تأیید حامیان افراطی سابق بر سخنان گذشته‌ی مخالفان، چنان موجی از اعلام برائت از رییس جمهور و منفور شدن وی برانگیخت که دیگر رهبری هر قدر هشدار داد که انصاف داشته باشید، به کسى نباید بیهوده تهمت نزنید، «حرف‌هاى سست و بى‌پایه» ضدانقلاب را تکرار نکنید، به آشفتگی کمک نکنید، مسأله‌ی مهمی اتفاق نیافتاده است، فضای دوگانگی را به مردم و حزب‌اللهی‌ها القا نکنید و… کارگر نیفتاد. جریاناتی که متهم به تخریب و دروغ و تهمت نسبت به دولت بودند، از این جهت که این اتهامات را پیش‌تر گفته بودند خود را به جایگاه شاکی بازگرداندند. عنوان پیش‌تر درست‌شده‌ی «جریان انحرافی» استفاده‌ی همگانی پیدا کرد و کسی اصلا احساس نکرد که به‌کاربردن این عنوان بی‌اخلاقی است. هرکس را به‌دلیل ناکارآمدی یا اختلاف نظر اجرایی یا هرچیز دیگر از دولت اخراج کردند خود را قهرمان مبارزه با جریان انحرافی معرفی کرد که به‌دلیل مجاهدت‌هایش اخراج شده است. کم‌کم موج به راه افتاده که پیش‌تر افکار عمومی را به سمت یک شخص و یک باند حاشیه‌ساز در کنار رییس جمهور سوق می‌داد، کار را بدانجا رسانید که فقط اینان منحرف نیستند و این خود احمدی نژاد است که منحرف شده است.

چهارم. قانون‌گریزی، ضدیت با ولی فقیه، فساد و باندبازی، ترویج حاکمیت دوگانه، بهایی‌گری و بابی‌گری جدید، همسویی با حجتیه، ترویج بدحجابی، سازش در برابر آمریکا و اسراییل، حتی فراماسونری و شاگردی شیطان، جن‌گیری، بشقاب خالی گذاشتن برای امام زمان(عج)، به‌هم ریختن تعمدی بازار سکه و ارز، ایجاد گرانی برای گرفتن انتقام از مردم، حتی احتمال تقلب در انتخابات و… . با یک جست‌وجوی ساده در رسانه‌ها به‌راحتی بسیار مانند این‌ها را می‌توان هر روزه دید و خواند و نسبت داد و به هیچ‌کس هم اصلا احساس بدی دست نمی‌دهد که به دومین مقام مسئول جمهوری اسلامی چنین گفته می‌شود. رییس جمهور جزو منفورترین افراد بین بدنه‌ی حزب اللهی کشور معرفی شده است. در این جزوه برخی از این نسبت‌ها را مرور کردیم. اتهامات و غوغای به راه افتاده از جانب حامیان سابق، علی‌رغم اختلافات ظاهری، از جنس همان ادعاهای چندین سال قبل اصلاح‌طلب‌ها و اصولگراها و ادامه‌ی همان سوژه‌های مورد علاقه‌ی بی‌بی‌سی و صدای آمریکاست و هیچ نکته‌ی جدیدی ندارد. کما اینکه جنس حمایت‌های حامیان امروز هم کم‌شباهت با طرفداری‌های گذشته‌ی حامیان دیروز و دشمنان امروز دولت نیست. پیشگامی اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب را در نسبت‌هایی چون ادعای ارتباط با امام زمان، جن‌گیری و رمالی و حاکمیت دوگانه در جزوه خواندیم و زبان دراز این روزهایشان را که دیدید راست می‌‌گفتیم!

پنجم. سخنان دوپهلو که دغدغه‌ی روشنگری‌ درباره‌ی‌شان نبود، سخنان غلط و بی‌دلیلی که هیچ‌گاه سایتی، روزنامه‌ای و مجله‌ای دولتی دغدغه‌ی توضیح دادن‌شان و گفت‌وگو با منتقدان پیرامون آن‌ها را نداشت و گویی اراده‌ای بر مرموز ماندنشان وجود داشت، فعالیت‌های رسانه‌ای حامیان دولت که  به‌جای ایجاد فضای گفت‌وگو و توضیح نظرات و پاسخ به اتهامات، خود اتهام‌زنی و بی‌اخلاقی می‌کردند، «احمدی‌نژادکشون» منتشر می‌کردند، مشتاقانه شکاف بین احمدی‌نژاد و دوست‌داران دیروزش را عمیق‌تر می‌کردند و می‌گفتند اصولگرا نیستیم، قطع شدن رابطه احمدی‌نژاد و دولت با بدنه حامیان گوناگون دیروزش که هر روزه در معرض سخنانی بودند که در جزوه مرور کردیم و… همه و همه نقدهایی واقعی به دولت و زمینه‌ساز بی‌اخلاقی ها هستند؛ دوگانه‌ی دیروز این‌بار در قامت حامیان دولت و اصولگرایان زنده شده است؛ اما این‌ها توجیهی برای بی‌اخلاقی و بی‌انصافی نبوده و نیست.

ششم. از نظرگاه جریان عدالتخواه به دولت به‌عنوان نگاه سوم، از همان ابتدا نقدهای بسیاری به دولت وجود داشت که علی‌رغم تایید کلیت دولت باید به طور جدی طرح می‌شد. غفلت دولت در حوزه فرهنگ چه در دولت نهم با حاکمیت منفعل ۴ ساله آقای صفارهرندی و چه در دولت دهم به‌رغم گام‌های نسبتا مثبت و دیرهنگامی که آقای حسینی برداشت، در حوزه بهداشت و درمان انتصاب خانم دستجردی و پیش از آن نیز اعتماد به یک پزشک و دانشگاهی شیرازی چون آقای لنکرانی و قرار دادن ایشان در جایگاه وزارت بدون هیچ‌گونه کارنامه‌ی روشن که دولت را در این زمینه از محقق کردن گام‌های جدی در حوزه عدالت در نظام سلامت محروم کرد، نصب مدیران کم‌تجربه و بعضا نالایق (از نصب آقای بذرپاش بدون هیچ‌گونه سابقه مدیریتی در یکی از مهمترین شرکت‌های خودروسازی کشور در دولت نهم گرفته تا عزل و نصب‌های اخیر)، معاون اولی آقای مشایی (باتوجه به نگاه منفی که از قبل نسبت به وی وجود داشت)، اتهام‌زنی به افراد و افشاگری قبل از اثبات در دادگاه (چه در مناظرات تلویزیونی ۸۸ و چه در یکشنبه سیاه مجلس)، اصرار به انتصاب افراد متهم به فساد (مانند مرتضوی) ولو با دور زدن قانون و موارد بسیارِ دیگر از این دسته انتقادات جدی اند. چه بسیار مواردی که می‌توان آن‌ها را مصداق ورود به حاشیه‌ها و در موضع تهمت قرار گرفتن معرفی کرد. فضای قدیس‌سازی دیروز و تهمت‌پراکنی امروز باعث شد بسیاری از انتقادات واقعی به حاشیه برود. چه آن زمان که ایشان معجزه هزاره سوم و گزینه مورد تایید امام زمان بود و مخالفانش ضدولایت فقیه و کسانی که در برابر خدا ایستاده‌اند بودند و چه زمانی که فراماسون و ضدولایت‌فقیه شد، تریبونی برای انتقادات عدالت‌خواهانه نبود. مسائل اصلی با کدهای جلسات خصوصی و عمومی کردن مطالب پشت‌پرده‌ای که هیچ‌گاه هم تایید نمی‌شد به حاشیه رفت و برآیند درست و منطقی از دولت هیچ‌گاه شکل نگرفت. شاید تذکرات رهبری در دیدارهای اخیر برای برشمردن نقاط ضعف دولت در کنار قوت آن از این جهت باشد.

هفتم. اگر امروز به جایی رسیده‌ایم که برخلاف تذکرات رهبری اعتماد به مقامات کشور تماما سلب شده است، باید ریشه‌ی چنین فضایی را از دو جهت بررسی کرد. اول آنچه که برای دولت احمدی‌نژاد پیش آمد و باعث شد تا در شرایطی که نیازمند اعتماد افکار عمومی و نخبگان جامعه بود با چنین فضایی مواجه شود؛ چرا که این شرایط ممکن است مجددا برای افراد دیگر و دولت‌های بعدی در کشور رخ دهد. دوم هم تلنگری به خودمان تا در جوزدگی‌های رسانه‌ای‌مان‌ و بی‌تقوایی‌هایی که روی منابر و در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها دچارش شدیم بازنگری کنیم. مزه‌ی شیرین تهمت زدن و توهین کردن و گردوخاک کردن و از بابت عدم تعقیب قضایی خاطرجمع بودن و این‌همه را ابزاری برای از صحنه بیرون کردن کسانی که هم‌نظر ما نیستند به‌کار بردن، ممکن است زیر زبان ما بماند. آن‌وقت است که این شهد مسموم را باز هم خواهیم چشید و عادت می‌کنیم که انصاف را فراموش کنیم، قانون را زیرپا بگذاریم و به دست و پای برادرمان که مثل خودمان ضعف و قوت و گناه و صواب دارد وزنه‌های تهمت و توهین ببندیم و او را به خاطر اختلافاتمان از کشتی انقلاب به دریا پرت کنیم. شاید نقد این رفتار که می‌ترسیم رویه شود، انگیزه‌ی اصلی گردآوری این جزوه باشد.

هشتم. مهمترین نیاز احمدی‌نژاد از ابتدا یک جریان قوی «حامیان منتقد» بود؛ موهبتی که در فضای افراط و تفریط تماما از آن محروم بود. شاید رییس جمهور بعدی به شدت به چنین همراهانی نیازمند باشد. جریانی که هم انتقادات وارد را به دور از قبیله‌گرایی و چاپلوسی گوشزد کند و هم در برابر بی‌انصافی‌ها و بی‌اخلاقی‌های باندهای ثروت و قدرت و زیاده‌خواهان با «صبر انقلابی» و رعایت انصاف و قانون بایستد. این جزوه با همین دیدگاه گردآوری شد، برای ترسیم یک فضای واقعی از داستانِ انحرافِ احمدی‌نژاد و دولت بدون اضافات و هرگونه روتوش. اگرچه که به‌دلیل سیل اتهامات، بررسی نقدهای واقعی به حاشیه رفت ولی این هرگز به معنی تبرئه‌ی مطلق احمدی‌نژاد یا دولت نیست. به ناچار، این جزوه یک فریاد کوچک بود در برابر یک شهر سوت و کف و سر و صدای «آدم بزرگ‌ها» برای آن‌که بگوید پادشاه لخت است!



[۱] farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=169&sc=278

[2] http://farsi.rouhollah.ir/library/sahifeh?volume=21&tid=140

ویژه‌ها
رادیو